تبلیغات
عمومی





لیلی [اشعار شعرای بزرگ , ]

به مجنون گفت روزی عیبجوئی            که پیدا کن به از لیلا نیکویی

 

که لیلا گرچه درچشم توحوری است        به هرعضوی زاعضایش قصوری است

 

چومجنون این سخن بشنید آشفت          در آن آشفتگی خندان شدو گفت

 

تو مو بینی و مجنون پیچش مو            تو ابرو و او اشارتهای ابرو

 

اگر در کاسه چشمم نشینی                  بجز از خوبی لیلی نبینی



نوشته شده توسط مهدی و محمد در دوشنبه 3 فروردین 1388 و ساعت 11:32 ق.ظ
ویرایش شده در دوشنبه 3 فروردین 1388 و ساعت 11:53 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

ادامه [نجوم , ]

 

42- بین ستاره ای ، INTERSTELLAR - موادی هستند كه در كهكشانها ، بین ستارگان منفرد با فاصله چندین سال نوری از هم قرار گرفته اند . در كهكشان ما – راه شیری – مواد بین ستاره ای تنها یك دهم جرم تمام ستارگان را شامل می گردند . ایم مواد عموماً شامل ابرهای تیره گاز و غبار هستند و طیف سنجی آنها نشان می دهند كه توده گازی ، از هیدروژن یونیزه شده ، هیدروژن طبیعی ، توده های ذره و اجتماعات بزرگتر غبار ناشی از انفجار نواختران و سایر اجرام سماوی تشكیل شده است .

43- بین الطلوعین ،TWILIGHT - در شبهای تابستان كه هوا صاف ، بدون ابر گرم و مساعد برای استراحت در پشت بام منزل است صبح دم قبل از بالا آمدن خورشید می توانید قسمتی از آسمان شب را كه خورشید از آن قسمت بالا می آید ببینید ؛ روشنایی شگفت انگیز آبی و سفید كه نوید شروع روزی نو را می دهند . هنگام غروب نیز پس از اینكه آخرین لبه های قرص نورانی ستاره منظومه شمسی ما در افق ناپدید می شود ، آسمان افق مانند در یایی از خون به رنگ سرخ تند و تبعات طیف سرخ در می آید و آغاز شب را خبر می دهد . بین الطلوعین حالتی است قبل از طلوع خورشید و بعد از غروب آن كه به دلیل تفرق (پراكندگی) نور در لایه های هوا اتفاق می افتد .

44- بیوسفر ، BIOSPHER – به معنای ((زیست كره)) یا ((زیست سپهر)) است كه در اصطلاح به هر كره ای كه آثاری از حیات بر آن باشد اطلاق می گردد . در منظومه شمسی تنها سیاره ای كه بیوسفر فعال و زنده دارد ، كره زمین است . حتی در مریخ نیز كه زمانی سرشار از حیات تصور می شد هیچ ارگانیسم زنده ای وجود ندارد .

45- پارسك ، PARSEC – مخفف كلمات پارا لاكس به معنای اختلاف منظر و ثانیه است و واحد مسافت می باشد . یك پارسك فاصله نقطه ای در فضا است كه زاویه اختلاف منظری آن تا منظومه شمسی برابر با یك ثانیه قوسی باشد . چون میزان روشنایی و قدر ظاهری ستارگان به دلیل فواصل مختلف آنها از ناظر زمینی مقیاس ثابتی نداشت ستارشناسات بر آن شدند تا همه اجرام ستاره ای را به یك فاصله ثابت ببرند و سپس به تعیین میزان روشنایی و قدر آنها بپردازند . قدری كه بدین ترتیب محاسبه می شود قدر مطلق نام دارد كم در شماره 204 این مجموعه در باره آن شرح می دهیم . البته چون واحد پارسك ، واحد بزرگی برابر با 1/30 میلیارد كیلومتر یا 26/3 سال نوری و یا 265/206 واحد نجومی است می توان از آن برای تعیین فواصل حقیقی اجرام سماوی نیز استفاده كرد (به شكل 4 دقت كنید) .

46- پراش نور ، DIFFRACTION OF LIGHT – یك پدیده فیزیكی است كه نور حین عبور از یك شكاف باریك یا یك سوراخ كوچك از خود نشان می دهد و در نتیجه آن ، نوارهای تاریك و روشن متناوب ایجاد می گردد .

47- پراكندگی ریلی ، SCATTERING OF RAYLEIGH - در سال 1882 رابرت جی . اس . لرد ریلی ، فیزیك دان انگلیسی در آزمایشهای خود فهمید كه چگالی نیتروژن هوا از چگالی نیتروژنی كه از مواد شیمیایی دیگر بدست می آید بیشتر است . با استفاده از روش طیفنمایی وقتی كه پس از خارج كردن نیتروژن هوا گاز باقیمانده را گرم كردند و به بررسی طیف آن پرداختند گروه جدیدی خطوط روشن در طیف دیده شد ؛ بدین ترتیب گاز بیاثر آرگون كشف گردید .

روشنایی ضعیفی كه سرتار آسمان شب را حتی در غیاب ماه فرا می گیرد دلیلی بر وجود گاز های غیر عادی در طبقات بالاتر جو زمین است مقدار نوری كه سبب این روشنایی می شود ، به طور قابل ملاحظه ای بیشتر از نور ستارگان است ، اما به قدری پراكنده می باشد كه جز به وسیله ابزارهای دقیق تور سنجی قابل اندازه گیری نیست . گاز های غیر عادی طبقات فوقانی جو – كه به آنها اشاره كردیم – در واقع اكسیژن و نیتروژن یك اتمی هستند كه بر اثر تابش های پر انرژی خورشید كه مولكول ها را به اتم های منفرد می شكنند در جو بالا تولید می شوند . بنابراین می توان نتیجه گرفت كه روشنایی شب كه در اصطلاح به آن پراكندگی ریلی اطلاق می شود بر اثر تركیب مجدد اتمهایی كه در روشنایی روز به دلیل تابش پر انرژی خورشید از حاللت مولكولی خارج شده بودند ایجاد می شود و این نور پراكمده حاصل بازگشت الكترونها به مدار اولیه خود و پس دادن فوتون های نور به محیط – یعنی آسمان شب – است . بر طبق نظریه لرد ریلی اتم ها و مولكول های هر گاز نور را با بازده ای مشخصی كه با توان چهارم طول موج نسبت عكس دارد پراكنده می كند .

48- پسی ، Psi – بیست و سومین حرف از الفبای یونانی است كه با نماد (( )) یا (( )) مشخص می گردد . .

49- پلاریزاسیون ، POLARIZATION – پلاریزاسیون یا ((قطبش نور)) در اصطلاح به عملی گفته می شود كه در آن راستای انتشار و ارتعاش امواج – بخصوص نور – را در یك صفحه قرار می دهند . به عبارت بهتر هنگام عبور یك موج عظیم از فضا اگر بتوانید با قرار دادن فیلتر ها (صافی ها) ی بخصوص راستای انتشار این امواج را ثابت نگه داریم ، امواج مزبور از این پس فقط از همان نوع صافی عبور خواهند كرد و از صالفی های دیگر كه ساختمان بلوری دیگری دارند عبور نمی كنند و جذب می شوند . علت اینكه برخی عینك ها خیلی تیره یا شبیه به آینه به نظر می رسند نیز این است كه سطح شیشه آ را با یك لایه از رنگ مخصوصی كه نقش صافی را بازی می كند می پوشاند و نور حین عبور از آن پولاریزه یا قطبی می شود و در بازتاب از داخل عینك – كه دلیل اساسی شفافیت یك شیشه است – نمی تواند از صافی عبور كند و در نهایت نوری از پشت شیشه به چشم ما نمی رسد ؛ بنابراین عینك را تیره می بینیم .

عمل قطبش در ستاره شناسی كاربرد زیادی و به ما كمك می كند تا اطلاع بیشتریی در خصوص امواج الكترومغناطیس صادره از ستارگان بدست آوریم



نوشته شده توسط مهدی و محمد در جمعه 14 تیر 1387 و ساعت 02:07 ق.ظ
ویرایش شده در جمعه 14 تیر 1387 و ساعت 01:07 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

[آزاد , ]

اُپرا هنری است که بر روی یک سکو یا سن نمایشی که هماهنگ و سازگار با موسیقی ساخته شده انجام می‌شود. نمایش اجرایی در اپرا عناصر ویژه تئاتر مانند زمینه پردازی و محیط نمایشی، جامه‌ها، چهره‌پردازی و بازیگری را در خود دارد. ولی در اپرا واژه‌هایی که بازگو می‌شود یعنی اپرانامه (libretto) سخن پردازی گفتاری نبوده بلکه به گونه آوازی و سرودی می‌باشد. خوانندگان اپرا را یک گروه از همنوایان همراهی می‌کنند. همنوایان می‌توانند یک گروه کوچک سازی باشند یا یک سازگان سمفونیک کامل. البته امروزه این هنر به مانند گذشته نیست و گاه با سبکهای دیگر موسیقی آمیخته شده‌است یا به تنهایی و بدون نمایش اجرا می‌شود. از جمله رهبران ارکستر اپرا می‌توان گوستاومالر را نام برد

نوشته شده توسط مهدی و محمد در شنبه 8 تیر 1387 و ساعت 12:06 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

ادامه [نجوم , ]

 

31- باختر ، WEST- یكی از جهات چهارگانه اصلی است كه خورشید در آن جهت غروب می كند .

32- باران شهابی ، ID … - گاهی زمین ازمیان انبوهه بزرگی از شهابسنگها می گذرد . بسیاری از این انبوهه ها در مسیر قدیمی دنباله دارهای از میان حركت می كنند . هنگام برخورد زمین با این باقیمانده های سنگی نمایش شگفت آوری از رگبار شهابی رخ می دهد كه در مسیر های تقریباً موازی به زمین می رسند .

33- بازتاب ، REFLECTION- انعكاس پرتو نور را از هر سطح را بازتاب گویند و نسبت درصد نور بازتابیده از یك جسم سماوی – مانند یك سیاره – را به كل نوری كه بر آن تابیده شده است نسبت بازتاب نامند.

34- بتا ، BETTA- دومین حرف از حروف یونانی با نماد *** است كه در نامگذاری ستارگان قدر دوم هر صورت فلكی به كار می رود . به دومین نوع اشعه انتشار یافته از یك جسم رادیواكتیو نیز دراصطلاح ، بتا گویند .

35- برج ، SING- نزد بسیاری از مردم ، دوازده صورت فلكی از شهرت بسیاری برخوردارند كه درنواری محیط بر منظومه شمسی قرار دارند و مسیر ظاهری خورشید در طی یك سال از بین آنها می گذرد . این دوازده صورت فلكی به ترتیب عبارتند از : حمل ( فروردین ) – ثور ( اردیبهشت ) – جوزا ( خرداد ) – سرطان ( تیر ) – اسد ( مرداد )- سنبله ( شهریور ) – میزان ( مهر )- عقرب ( آبان )- قوس ( آذر )- جدی ( دی )- دلو ( بهمن )- حوت ( اسفند ) . به هر یك از این صور فلكی در اصطلاح ، یك برج اطلاق می شود .

36- بسامد ظاهری ، APPARENT FREQUENCY- سه عامل گرانش ، اثر داپلر ، و تغییر مكان زاویه ای یك ستاره رادیویی یا یك كهشكان موجب می شوند تا فركانس یا بسامد حقیقی تغییر كند و آنچه كه به زمین می رسد فركانس ظاهری می باشد .

37- بشقاب پرنده ، FLYING SAUCER – اجسام درخشان عجیبی كه از سرعت بالایی برخوردارند و به نظر می رسد از بیرون كهكشان آمده اند . در واقع اگر بخواهیم وارد بطن قضیه شویم باید احتمالاتی را كه موجب بروز چنین تصوری درما می نگرند ، بیان كنیم ، برخی ازمردم با دیدن شهابها –كه به سبب ورود به جو زمین و اصطكاك لایه بیرونی آنها با مولكولهای هوا مشتعل می شوند – به یاد اجسام پرنده ناشناخته یا بشقاب پرنده می افتند . دقیقاً معلوم نیست چرا لفظ بشقاب پرنده بین عموم رواج یافته است . گاهی هم سلولهای سطحی كره چشم می میرند و از توده خود جدا می شوند و در سطح خارجی آن شناور می گردند . مثلاً موقعی كه در حال استراحت به سقف اتاق چشم دوخته اید می بینید اجسامی مقابل شما وجود دارند كه با حركت مردمك چشم به این سو و آن سو می روند . به این سلولها فلوتر گفته می شود كه بعضی از مردم آنها را در شب با انعكاس نور شدید مصنوعات زمینی ، بشقاب پرنده تصور می كنند . جدا از این تصورات و بر اساس قراین موجود و اطلاعات باارزشی كه سفینه های« مسافران دریا » یك و دو – VOYAGERS- امروزه در اختیار دانشمندان زمینی قرار داده اند ممكن است نوعی حیات در محدوده صورت فلكی دب اكبر یا در كهكشان زن به زنجیر بسته شده ( امراه المسلسله ) وجود داشته باشد كه در هر حال صدها سال نوری دورتر از ما هستند . یعنی چنانچه این موجودات زنده هوشمند به تكنولوژی سرعت نور دست یافته باشند باز صدها و بلكه هزاران سال طول می كشد تا به زمین و منظومه شمسی ما برسند . با این حال آیا عقلانی است كه تصور كنیم این موجودات پس از تحمل رنج وسختی این سفر طولانی صرفاً برای مانوردادن یا ناپدید شدن در مقابل چشمان ما به زمین مسافرت می كنند ؟

38 – بعد RIGHT ASCENSION – به فاصله زاویه ای میان یك جرم سماوی و دایره ساعتی مبدأ (نصف النهار آسمانی ) بعد گویند كه در طول استوای آسمانی (معدل النهار) از صفر تا سیصد و شصت درجه یا صفر ساعت تا بیست و چهار ساعت از مشرق به مغرب اندازه گیری می شود . زاویه ساعتی یا بعد همانند طول جغرافیایی روی كره زمین است .

39 – بقای اندازه حركت ، CONSERVATION OF MOMENTUM –یك قانون فیزیكی است كه بیان می دارد : از انجا كه تغییرات حركتی یك جسم یا نیروی برآیند وارد بر آن متناسب است ، هر گاه برآیند نیروهای خارجی وارد بر یك دستگاه صفر باشد اندازه حركت برداری كل دستگاه ثابت می ماند . حاصلضرب جرم در سرعت یك جسم را اندازه حركت می نامند .

40 – بقای انرژی ، CONSERVATION OF ENERGY – یكی از مهمترین قوانین فیزیك است كه بر مبنای آن چنانچه انرژی از یك نوع به نوع دیگری تبدیل شود درست است كه تغییر ماهیت می دهد ، اما مقدار آن همیشه ثابت می ماند . مثلاً اگر شهابسنگی با جرم و سرعت معین وارد جو زمین شود به دلیل اصطكاك با مولكولهای هوا می سوزد و ظاهراً از بین می رود ؛ در حالی كه اگر جرم یك جسم را معیاری از محتوای انرژی آن بدانیم متوجه خواهیم شد كه در این رویداد ، انرژی مكانیكی حاصل از حركت جرم سماوی به انرژی گرمایی حاصل از نیروی اصطكاك تبدیل شده ولی مقدار آن ثابت مانده است .

41- بیناب ، SPECTRUM - همان لفظ فارسی ((طیف)) است . در اواسط قرن نوزدهم معلوم گردید كه هر عنصر شیمیایی ، طیف مربوط به خود را دارد و اگر عنصری را تا دمای التهاب گرم كنیم پرتوهایی با طول موج های مختلف – ولی معین – گسیل می كند . حال اگر این عنصر بین ناظری از زمین و ستاره سفید ملتهبی قرار گیرد می تواند پرتوهای صادره از ستاره را در همان طول موج های دمای التهاب خود جذب كند و به ما نشان دهد كه ستاره گسیل كننده دارای این نوع عنصر می باشد . از این خاصیت برای عمل طیف سنجی استفاده می شود . طیف نور سفید آمیزه ای از هفت طول موج مختلف است كه با عبور پرتو نور از یك منشور شیشه ای ساده به راحتی می توان آنها را مشاهده كرد . طیف یا بیناب به ستارگان ، ما را در شناسایی عناصر موجود در هر ستاره یاری می دهد و به كمك آن می توان مراحل تكوینی جرم ملتهب را از آغاز تا پایان شناسایی نمود .



نوشته شده توسط مهدی و محمد در شنبه 8 تیر 1387 و ساعت 12:06 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

ادامه [نجوم , ]

 

16ـ اختر فیزیكدان، ASTROPHYSICIANـ ستاره شناسی است كه پیرامون پدیده های فیزیكی اجرام سماوی ـ مانند امواج الكترومغناطیس در فضا، طیفها و مراحل هسته ای ستارگان و فرضیات گرانشی ـ تحقیق و مطالعه می كند.

17ـ اختفا،OCCULTATION ـ وقتی كه جرم نجومی بزرگی مابین جرم كوچكتر و ناظر زمینی قرار بگیرد، چون جلوی رصد جرم كوچكتر را می گیرد در اصطلاح می گوییم كه پدیده اختفا صورت گرفته، یعنی جرم مورد مشاهده در پشت جرم دیگر مخفی شده است. مثال بارز این پدیده، پنهان شدن یك یا چند ستاره در پشت ماه است.

18ـ اختلاف منظر، PARALLAX ـ هنگام مشاهده یك جرم أسمانی از دو محل مختلف، به نظر می رسد زمینه پشت سر أن جابجا می گردد. به زاویه ای كه از تلاقی خطوط دید ناظر در نقطه مورد رصد ایجاد می شود، اختلاف منظر گویند ( به شكل 2 دقت كنید) از اختلاف منظر برای تعیین فاصله جرم سماوی تا زمین استفاده می كنند.

19ـ استوای أسمانی، CELESTIALEQUATOR ـ فرض كنید خط استوا، محل برخورد یك صفحه بزرگ با كره زمین است. این صفحه از كره سماوی هم می گذرد و أن را به دو قسمت تقسیم می كند. چنین صفحه ای را كه موازی مدارات یا خطوط طول جغرافیایی زمین است، استوای اسمانی یا معدل النهار گویند.

20ـ اشعه فرابنفش، ULTRA VIOLET- RAY ـ نوعی اشعه نامرئی با طول موجی بین 10 تا 320 نانومتر( یك هزار میلیونیم متر یا متر) است كه در انتهای طیف أبی قرار دارد و به وسیله هوا یا لایه شیشه معمولی براحتی جذب می شود. درمنظومه شمسی، خورشید از قویترین منابع ارسال اشعه فرابنفش است و مقادیر فراوان و زیان آور آن توسط جو زمین جذب می گردد. در كوهستانها كه از ضخامت لایه های هوا كاسته می شود، تاثیر این اشعه بر روی پوست بدن بیشتر است.

21 – اشعه فروسرخ ، INFRARED-RAYS . مانند اشعه فرابنفش ، نامرئی است و طول موج آن اندكی از طول موج سرخ بلندتر می باشد و معادل 1/0 تا 100 میكرومتر ( یك میلیونیم متر یا 10 متر ) است . درنوار طیفی ، اشعه فروسرخ در بلندترین طول موجها قرار گرفته است .

22- اعتدالین ، EQVINOXES – حین تقاطع مداری كه ظاهراً خورشید در آسمان می پیماید با استوای سماوی در یك نقطه ، طول شب و روز در تمام نقاط زمین با هم برابر می شود . این تقاطع سالی دو مرتبه صورت می گیرد و به نقاط حاصل از این دو برخورد در اصطلاح ، اعتدالین گفته می شود . خورشید هر سال حدود اول فروردین و اول مهر در این نقاط است .

23- اعوجاج ، DISTORTION – نقصی در كیفیت و وضوح تصویر یك عدسی بر اثر گوناگونیهای مغناطیسی حوزه همگرا یا واگرای آن است . به عبارت دیگر وقتی اشكال در تراش یك عدسی روی می دهد ممكن است اعوجاج را سبب شود . این پدیده در ستاره شناسی وقتی روی می دهد كه یك جرم سماوی سنگین ، نور ستاره یا سحابی پشت سر خود را خم كند . حوزه گرانشی جرم سنگین خطوط طیفی را از یكدیگر جدا می كنند و هرچه میدان نیرو ، قویتر باشد این گسستگی بیشتر است ، به پدیده اخیر در اختر فیزیك نسبیتی اصطلاحاً « انتقال مكان اینشتین » یا « تغییر مكان اینشتین » گفته می شود .

24- امگا ، OMEGA – آخرین حرف از حروف یونانی است كه با علامت مشخصه * ** یا ** نمایش داده می شود . در ستاره شناسی سرعت زاویه ای مدار هر جرم سماوی را با نماد نشان می دهند .

25- انقلاب تابستانی ، SUMMER SOLSTICE - - باتوجه به توضیحات اصطلاح شماره 22 ، از ابتدای زمستان نیمكره شمالی كم كم به سمت خورشید متمایل می شود تا اینكه پس از شش ماه ، یعنی در ابتدای تابستان ، میزان كج شدگی آن به بالاترین حد خود می رسد . در این روز ساكنان اطراف عرض جغرافیایی ** درجه شمالی ، خورشید را درست بالای سر خود می بینند . آغاز تابستان را انقلاب تابستانی می نامند روز اول تابستان ، طولانیترین روز سال در نیمكره شمالی است .

26- انقلاب زمستانی ، WINTER SOLSTICE – پس از انقلاب تابستانی ،نیمكره جنوبی اندك اندك به سمت خورشید تمایل می یابد و نیمكره شمالی ، از خورشید دور می شود تا اینكه پس از شش ماه ، یعنی در ابتدای زمستان نیمكره شمالی ، میزان كج شدگی نیمكره جنوبی به بیشترین مقدار خود می رسد . در این روز ساكنان عرض جغرافیایی 2/1 23 درجه جنوبی ، خورشید را هنگام ظهر درست بالای سر خود مشاهده می كنند . این روز كوتاهترین روز نیمكره شمالی و بلندترین روز نیمكره جنوبی است . به آغاز زمستان در اصطلاح انقلاب زمستانی گویند .

27 – اوپسیلون ، UPSILON- بیستمین حرف از الفبای یونانی با نماد ******* است .

28- اوج خورشیدی ، APHELION – موضعی ازمدار یك سیاره را نسبت به خورشید دردورترین فاصله قرار دارد اوج خورشیدی می نامند .

29- اوج زمینی ، APOGEE OF EARTH - دورترین فاصله ماه نسبت به زمین را اوج زمینی گویند .

30 – اومیكرون OMICRON – پانزدهمین حرف از الفبای یونانی است كه با نماد ** نشان داده می شود .



نوشته شده توسط مهدی و محمد در جمعه 6 اردیبهشت 1387 و ساعت 12:04 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

اصطلاحات نجومی [نجوم , ]

 

1ـ آپكس، APEXـ در مفهوم لغوی به معنای رآس هر زاویه یا نقطه اوج است، ولی در ستاره شناسی به یك نقطه در صورت فلكی هركول (جاثی یا زانوزده) گفته می شود كه به نظر می رسد خورشید و سایر ستارگان مجاور، به سمت أن در حركت اند. در مسیر حركت زمین به دور خورشید نیز از واژه برای نامیدن یك نقطه در زمان معین در هر قسمت از مدار استفاده می كنند.

2ـ ألفا، ALPHAـ اولین حرف از 24 حرف الفبای یونانی است كه با علامت ( ) نشان داده می شود و كاربرد زیادی در نامگذاریهای علمی دارد. در ستاره شناسی برای نامیدن روشنترین ستاره هر صورت فلكی از این نماد به صورت پیشوند استفاده می كنند؛ به این معنا كه ابتدا حرف ألفا را می نویسند و سپس نام كامل یا اختصاری صورت فلكی را ذكر می كنند. مثلاً پرنورترین ستاره صورت فلكی دب اكبر (URSA-MAJOR) را به شكل (Um.آلفا)  نمایش می دهند. به هسته اتم هلیم كه دارای بار الكتریكی مثبت است و به مقدار فراوان در واكنشهای هسته ای در ستارگان تولید می گردد نیز آلفا یا اشعه آلفا گویند.

3ـ آنومالی، ANOMALY ـ زاویه ای است كه از أن برای توصیف حركت یك جسم در مدار بیضی شكل استفاده می شود. أنومالی به اشكال مختلفی تقسیم می شود كه عبارتند از : أنومالی حقیقی، أنومالی متوسط و أنومالی خارج از مركز ( به شكل نگاه كنید).

4ـ أنومالی حقیقی، TRUE ANOMALYـ زاویه مابین خط و اصل نقطه كانونی مدار بیضی شكل با جسم متحرك و محور بزرگ بیضی است كه با نماد (υ) نمایش داده می شود. با توجه به شكل 1 دیده می شود كه تصویر یك جسم متحرك در مدار بیضی شكل، همواره در مسیر دایره ای، با خط عمود بر محور بزرگ بیضی مشخص می گردد.

5 ـ أنومالی خارج از مركز،ECCENTRIC ANOMALY ـ پارامتر مفیدی است كه برای تبیین تغییر طول شعاع دایره محیطی به كار می رود و با (E) نشان داده می شود. به كمك زاویه أنومالی خارج از مركز می توان حركت جسم B را در یك مدار دایره ای نیز تعقیب نمود. أنومالی متوسط (M) زاویه میان خط (PF) و خط و اصل ( F) به یك جسم فرضی است. این جسم فرضی دارای یك چرخه مداری مشابه چرخه یك جسم حقیقی می باشد،اما مسیر خود را با یك سرعت زاویه ای ثابت طی می كند.

6 ـ ابر نواختر، SUPER NOVA ـ یك ستاره انفجاری است كه روشنی أن ناگهان تا یك میلیون درجه افزایش می یابد و هرگز كاملاً به روشنایی اولیه اش باز نمی گردد.

7 ـ اپسیلون، EPSILON ـ پنجمین حرف از الفبای یونانی با نماد (E) یا ( ε) است.

8 ـ اتا، ETA ـ هفتمین حرف از الفبای یونانی با نماد (H) یا (η) است.

9 ـ اتحادیه بین المللی نجوم، INTERNATIONAL ASTRO UNION NOMICAL ـ سازمانی با علامت اختصاری (IAU ) است كه در سال 1919 میلادی برای یكسان كردن فعالیت های ستاره شناسی بین المللی و به عنوان مكان ثابت دریافت اطلاعات نجومی تآسیس گردیده است و در حال حاضر حدود هشت هزار محقق ستاره شناس از سراسر دنیا در أن مشغول فعالیت اند.

10 ـ اثر داپلر، DOPPLER EFFECT ـ به أن اثر داپلر ـ فیروز نیز اطلاق می شود و نمایانگر تغییر ظاهری طول موج نور یا صوت به سمت ناظر حركت كند، أبی رنگ و چنانچه از ناظر دور شود، سرخ رنگ به نظر می رسد؛ بنابراین تغییر طیفی ستارگان سرخ رنگ أسمان شب، اگر به دلیل دمای سطحی نباشد، به خاطر اثر داپلر خواهد بود و نشان می دهد كه ستاره از ما دور می شود. چون حركت یك امر نسبی است حتی اگر ستاره ثابت باشد و ما از أن دور شویم باز هم به رنگ سرخ رؤیت خواهد گردید.

11ـ اثر زیمان، ZEEMAN EFFECT ـ وقتی خطوط طیفی در یك جسم ملتهب نشری به دلیل وجود میدان های قدرتمند مغناطیسی شكافته شوند، اثر زیمان پدید می أید. تغییر خطوط طیفی متناسب با تغییر میدان مغناطیسی است.

12ـ اختر شناس بصری، ASTRONOMER ـ كسی كه به كمك ابزار بصری ـ مانند تلسكوبهای شكستی یا بازتابی ـ به تعیین موقعیت اجرام سماوی و تحقیق درباره أنها می پردازد.

13 ـ اخترشناس رادیویی،RADIO ASTRONOMER ـ كسی است كه به كمك تلسكوپهای رادیویی به تحقیق و تفسیر امواج رادیویی رسیده به زمین می پردازد.

14ـ اخترشناسی، ASTRONOMY ـ دانشی است كه از اوضاع، حركات، فواصل نسبی و پدیده های فیزیكی و شیمیایی رخ داده در اجرام سماوی صحبت و بحث می كند.

15ـ اختر فیزیك،ASTROPHYSICS ـ دانشی است كه در مورد فرضیات فیزیكی پدیده های نجومی بررسی و تحقیق می كند.



نوشته شده توسط مهدی و محمد در شنبه 24 فروردین 1387 و ساعت 11:04 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

اسکار [آزاد , ]

جایزه اسکار مجسمه کوچکی است که از سال ۱۹۲۷ به هنرمندان سینما داده شده .ابتدا نامی نداشت و از آن فقط به نام "مجسمه" یاد می شد. فکر ایجاد و اهداء این مجسمه در اولین جلسه هیئات رئیسه آکادمی علوم و صنایع سینمای امریکا بوجود آمد. طراح آن شخصی به نام " گیبونز " بود . هیئت یادشده این طرح را پسندید و برای اینکه به مرحله عمل درآید پس از تغییراتی اندک توسط استادان فن به صورت کنونی درآمداست که 25 سانتیمتر طول و 1800گرم وزن دارد , داخل آن از برنز ساخته شده و روکشی از طلا دارد . ارزش مادی این مجسمه در حدود ۱۰۰ دلار می باشد وهمه ساله به هنرمندان سینما داده می شود که در برگیرنده ۲۸ اسکار سینمایی است . تاکنون هفتاد و هشت جایزه اسکار اهدا شده است که آخرین آنها در تاریخ پنج مارس ۲۰۰۶ داده شده است.

اسم اسکار به صورت تصادفی روی این مجسمه گذارده شد. یکروز "مارگریت هریک" منشی هیئت رئیسه در حالیکه به این مجسمه می‌نگریست اظهار داشت که این مجسمه مرا به یاد "عمو اسکار" می‌اندازد. این گفته توسط خبرنگار یکی از روزنامه‌ها که در آن نزدیکی نشسته بود یادداشت گردید و فردا در روزنامه‌ای که کار می‌کرد این جمله دیده شد: "کارمندان هیئت رئیسه مجسمه مشهورشان را اسکار نامیدند" و از آن به بعد این نام روی مجسمه ماند.



نوشته شده توسط مهدی و محمد در شنبه 24 فروردین 1387 و ساعت 11:04 ق.ظ
ویرایش شده در شنبه 24 فروردین 1387 و ساعت 01:04 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

داستان پیدایش تسبیح و اقسام آن [آزاد , ]

مقدمه – تسبیح بمعنی سبحان الله گفتن است چون تكبیر كه الله اكبر و تحمید الحمدالله گفتن است. و آنچه حالا به تسبیح مشهور شده سبحه بضم سین است كه منظور از آن مهره‌هاییست كه عدد تسبیح بآن شمارند و استعمال كلمه تسبیح كه به معنی مهره های به رشته كشیده می باشد و برای شمارش عدد تسبیحات و تحمیدات و تكبیرات به كار می رئد از غلطهای مصطلح فارسی به حساب می آید كه در اثر كثرت استعمال عموم و مخصوصاً فصحاء عرب و ایرانی، استعمال آن به معنی سبحه مجاز گشته است. چنانكه در ابیات زیر از شعرای ایرانی و عرب از تسبیح معنای امروزی استنباط می شود. قائم مقام ثانی گوید:

 

زاهد چه بلائی تو كه این دانه تسبیح                 از دست تو سوراخ به سوراخ گریزد

 

صائب گوید:

 

منه زنهار دل بر مهلت صد ساله دنیا     كه آخر می شود چندان كه یك تسبیح گردانی

 

حافظ گوید:

 

رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار   دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود

 

ابو نواس شاعر معروف عرب گوید:«التسابیح فی ذراعی و المصحف….» و در این بیت كلمه تسابیح جمع تسبیح به همین معنی استعمال شده است.

 

افسانه پیدایش تسبیح و سابقه تاریخی آن

 

قطع نظر از اینكه تسبیح را بشر اولیه بصورت طوق و به منظور زینت از مهره های مختلف بكار می برده، بطور كلی تسبیح از دوران مسیحیت پیدا شده و مسیحیان تسبیح های طویلی را كه از انتهای آن صلیب می آویختند به گردن می آویختند. استفاده تسبیح در ابتدا حكم زینت را داشته و برای جنس دانه های این تسبیح از همه چیز استفاده می كرده اند كه اغلب آنها شیشه ای بوده بعدها كشیش های نستورین كه در شرق می زیستند از آن برای ذكر اوراد استفاده كردند و بعضی از كاتولیك ها نیز بهمین منظور آنرا بكار میبردند. اما پرتستان‌ها هیچوقت بدین شكل از تسبیح استفاده نكردند و حتی استعمال آنرا بدان منظور منفور می دانند زیرا می گویند در كتاب خدا راجع بآن اشاره‌ای نرفته و بطور كلی كسانی را كه از تسبیح به منظور دینی استفاده می كردند تقبیح كرده و به اوهام پرستی و خرافات متهم كرده اند. زیرا بر این عقیده اند كه عیسی تقلید و اوهام پرستی را منع می كند و استعمال تسبیح و امثالهم را از احكام مردم حساب می كند نه از احكام خدا. «آنگاه كه كاتبان و فریسیان اورشلیم نزد عیسی آمده گفتند، چرا شاگردان تو از تقلید مشایخ تجاوز می نمایند، او در جواب گفت، شما نیز به تقلید خویش از حكم خدا چرا تجاوز می كنید سپس عبادت را عبث می كنند زیرا كه احكام مردم را به منزله ی فرائض تعلیم میدهند.» (انجیل متی باب 15 ) .

 

شكی نیست كه تسبیح از مسیحیت به اسلامیت رسوخ كرده و چون اسلام اصولاً در شرق پیشرفته و نستورین های شرقی از تسبیح به منظورهای دینی استفاده می كردند، لذا این فكر پیدا میشود كه مسلمانان از كشیش های نستورین در استعمال تسبیح به منظورهای دینی اقتباس و تقلید نموده اند، و پیدایش آن در اسلام داستانی دارد كه نزدیك به افسانه است. معروفست كه حضرت پیغمبر (ص) بدخترش حضرت زهرا فرمود كه در اتمام هر نماز سی و چهار بار سبحان الله گفتن صوابی بزرگ خواهد داشت، و حضرت زهرا برای این منظور نخی سبز رنگ (گویا به همین علت است كه انتخاب نخ سبز رنگ را برای تسبیح نماز مستحب می دانند) را سی و چهار بار گره زد و از آن برای حساب و شمارش سبحان الله گفتن در اتمام هر نماز استفاده می نموده اند. بعدها نیز از خاك قبر حضرت حمزه دانه های درست كردند تا تسبیح به صورت تبرك و به شكل امروزی در آمد. گرچه گفته فوق تقریباً بعید به نظر می رسد ولی امكان حقیقی بودن داستان فوق را می توان به دلیل زیر بیان داشت.

تسبیح در اسلام از زمان پیغمبر (ص) پیدا شده و از بدو پیدایش اسلام تسبیح به منظور دینی به كار رفت تا اینكه كم كم به صورت تفننی فعلی در آمد. در مورد سابقه تاریخی پیدایش تسبیح، یك نوع دانه های تسبیح شیشه ای است كه در حفاریهای مثل باستان پیدا شده و مربوط به 4000 سال پیش می باشد.

تقسیم بندی كلی تسبیح

 

برای دانستن انواع و اقسام تسبیح باید تقسیم بندیهای درباره آن به ترتیب زیر انجام داد:

 

الف ـ تقسیم بندی از لحاظ ساختمان.

 

ب ـ تقسیم بندی از لحاظ تعداد دانه.

 

ج ـ تقسیم بندی از لحاظ طرز ساخت و نوع كار.

 

د ـ تقسیم بندی از لحاظ نوع جنس دانه.

 

هـ ـ تقسیم بندی از لحاظ كشورهای سازنده.

 

و ـ تقسیم بندی از لحاظ شكل دانه.

 

اینك به شرح هر یك از تقسیمات فوق می پردازیم:

 

الف - تقسیم بندی از لحاظ ساختمان

 

1ـ سر تسبیح كه منگوله ایست و اغلب برای زینت در تسبیح های گران قیمت با منجوق هایی از جنس خود  تسبیح و یا گاهگاهی از سنگ های قیمتی بافته می شود و خود منگوله نیزاکثراً زربفت می باشد بر مرغوبیت تسبیح می افزاید. سر تسبیح ها اصولاً یك منگولیست ولی گاهی سر تسبیح های گران قیمت می باشد می توان یافت و در این نوع سر تسبیح های دو منگوله از یكرشته منشعب می شود. (شكل1)

2ـ شیخك ها عموماً از جنس خود دانه های تسبیح میباشند و در هر تسبیحی شیخك به كار میبرند و

 

تسبیح های دو شیخكی بندرت یافت می شود. ساختمان شیخك ها از دانه های خود تسبیح به مراتب بزرگترند ، و اخیراً نیز ابتكاراتی در ساختن شیخك های تسبیح های جدید به كار می برند و عدسی های بسیار كوچك محدب و ذره بینی با فیلمهای مثبت میكرونی كه از اماكن مقدس برداشته شده در داخل شیخك كار می گذارند.

 

3ـ دانه ها ـ دانه های تسبیح كه قسمت اصلی را تشكیل می دهند و تعداد و اقسام آن به تقسیم بندی احتیاج دارد كه در قسمتهای بعدی به شرح آن می پردازیم.

 

4 ـ عدسك ـ تعداد عدسکها دو تا می باشد و تسبیح را به سه قسمت اصلی تقسیم می كند و جنس آنها نیز از جنس خود دانه های تسبیح می باشد. عدسك ها كه از اسمشان نیز بر می آید اكثراً به شكل دانه های عدس می باشند ولی در بعضی تسبیح ها به شكل خود دانه های تسبیح ولی بسیار ریز درست می كنند.(شكل2)

 

شكل 1 : مقایسه دوسر تسبیح كه یكی دو منگوله ای و دیگری یك منگوله ای است 

شكل2 : یك عدد تسبیح 34 تائی نقره كوب با عدسك های كروی و ریز

 

ب ـ تقسیم بندی از لحاظ تعداد دانه‌ها

 

1ـ تسیبح 25 دانه ای كه به چهار یكه معروف است و اخیراً بسیار جنبه تفننی پیدا كرده و اغلب جنس دانه های آن از كائوچو و یا چوبهای سخت بوده و از لحاظ ساختمان نسبت به سایر تسبیح ها دانه های این نوع تسبیح درست تر میباشد.

 

2ـ تسبیح سی و چهار دانه ای كه تسبیح اصلی (تسبیح اولیه كه برای شمارش 34 سبحان الله بكار میرفته) می باشد و اغلب جنس دانه های آن از گل قبرهای اماكن متبر كه می باشد كه با قالب گیری ساخته می شود.

 

3ـ تسبیح صد دانه ای كه تسبیح فعلی است و بوسیله دو عدسك به سه قسمت تقسیم می شود. دو قسمت 33 دانه ایست كه طرفین قسمت 34 دانه ای قرار دارد و معمولاً یك قسمت برای تحمید (حمد گفتن) و دیگری برای تهلیل (لا الله الا الله گفتن) یا تكبیر (الله اكبر گفتن) و قسمت وسط برای تسبیح (سبحان الله گفتن) بكار می رود.

 

4ـ تسبیح هزار دانه ای كه به تسبیح ذكر معروف است و اهل ذكر و مخصوصاً دراویش از آن برای ذكر استفاده می كنند و استعمال آن دلیل كثرت زهد وتقوی میباشد چنانكه شیخ اجل فرماید:

 

ای طبل بلند بانگ و در باطن هیچ       بی توشه چه تدبیر كنی وقت بسیچ

 

روی طمع از خلق بپیچ ار مردی       تسبیح هزار دانه بر دست مپیچ(نپیچ)

 

چنس دانه های این تسبیح نیز از جنس تسبیح های 100 دانه ای و 34 دانه ای می باشد.

 

ج ـ تقسیم بندی از لحاظ طرز ساخت

 

1ـ تراش و برش ـ در این نوع تسبیح سازی، دانه های تسبیح را به طرز تراش درست می كنند و عموماً از سنگ های قیمتی و گاهی از صدف و استخوان و چوب نیز برای این امر استفاده می كنند.

 

2ـ قالب گیری ، در این نوع تسبیح چنانكه گفته شد از خاك اماكن متبركه و به طرز ریخته گری و قالب گیری دانه‌های تسبیح را درست می كنند.

 

د ـ تقسیم بندی از لحاظ نوع جنس

 

این قسمت نیز به دو قسمت دریایی و زمینی تقسیم می شود:

 

1ـ دریایی ـ مواد اولیه تسبیح های دریایی منشأ دریایی دارد و طرز ساختشان اكثراً به سبك تراشكاری است. تسبیح های دریایی نیز به سه قسمت عمده تقسیم می شود:

 

الف ـ سنگ ها – از سنگ های دریایی با تراشكاری دانه های تسبیح درست می كنند.

 

ب ـ گیاهان ـ از گیاهان دریایی مانند مرجانها و ستاره دریایی بوسیله تراش تسبیح های نسبتاً گران قیمت تهیه می كنند و دیگر اینكه از مغز كشكولهای دراویش كه منشأ دریایی دارد نیز تسبیح هایی می تراشند.

 

2ـ زمینی ـ تسبیح های زمینی همه منشأ زمینی دارند یعنی مواد اولیه دانه های آنها از مواد سطح زمین تشكیل می یابد. تسبیح های زمینی به چهار قسمت تقسیم می شوند :

 

الف ـ گیاهان ـ در قسمت گیاهان معمولاً از صمغ ها و رنگهای تسبیح های می سازند كه به تسبیح های بلورین معروفند و دیگر از چوب درختانی سخت و خوشبو كه رنگهای خوبی نیز دارند تسبیح های به سبك تراش ساخته اند و از یُسر كه دانه های خوشبو دارد نیز می سازند.

 

ب – خاك وفلزات – چنانكه گفته شد بسبك ریخته گری از خاك تسبیح درست میكنند كه معمولاً برای قرص بودن، به گل این تسبیحات براده های ریز فلزات را اضافه می كنند از خود فلزات نیز به سبك تراش و قالب گیری تسبیح هایی می ساخته اند.

 

ج – حیوانات زمینی – از استخوان حیوانات زمینی مانند عاج فیل و استخوان شتر تسبیح ها یی بسبك تراش درست می كرداند. و همچنین از شاخ بعضی از حیوانات مخصوصاً شاخ گوزن كه گرانقیمت تر می باشد.

 

د – سنگها – از سنگهای قیمتی چون عقیق كه یك قسمت كوارتز بی شكل و به رنگهای مختلف سرخ و آلبالوئی می باشد و از یشم كه یك نوع كوارتز می باشد و به رنگهای سفید و كبود و سبز تیره یافت می شوند و از شبق نیز درست می كنند و از یاقوت و زمرد نیز درست كرده اند و از یك نوع سنگ نیز هندیها تسبیح هایی درست كرده اند كه به عین الهره (چشم گربه) معروفست.

 

هـ - تقسیم بندی از لحاظ كشورهای سازنده و شهرهایی كه در آنجا تسبیح ساخته می شود با ذكر جنس و سبك هر یك

 

1 – ایران – شهرهای ایران كه در آن تسبیح می سازند عبارتند از:

 

الف – كرمانشاه – در كرمانشاه تسبیح های گِلی خوب درست می كردند، این شهر از لحاظ به عمل آوردن گِل تسبیح سر آمد سایر شهرهای ایران بوده است.

 

ب – مشهد – در مشهد به علت اینكه شهر مقدسی است و زائرین بسیار دارد تسبیح سازی نسبت به سایر شهرها رواج بیشتری دارد ولی تسبیح های خوبی در آنجا درست نمی كنند زیرا دانه های ‌آن بعلت خوب بعمل نیاوردن گِل آن همه شكننده می باشند.

 

ج – جوین – در جوین تسبیح های بسیار عالی درست می كردند كه به تسبیح های علیمرادی معروفند. در عباس آباد و سبزوار و بطور كلی در تمام شهر های استان مشهد تسبیح درست می كنند.

 

2 – كشورهای خارجی:

 

1 – آلمان – در آلمان تسبیح هایی از چوب سندل كه درختی است سخت و در هند بسیار میروید و از صمغ یسرها درست می كردند.

 

تسبیح های صمغی را كهربایی می گفتند، چون اینگونه تسبیح ها در اثر مالش و گرداندن در دست، الكتریسیته مالشی در خود ذخیره می كردند و خاصیت جذب و دفع چیزهای بسیار سبك چون قطعه كاغذ و مخصوصاً كاه در آنها پیدا می شد از اینجهت به تسبیح های كهربایی معروف شده و این نوع تسبیح ها نیز بر دو قسمند یك قسم كه آتشگیرند و بآنها بارقه می گویند و نوع دیگر كه آتشگیر نیست و بآب حیات موسومند.

 

2 – چین – در چین از حدید و نقره و طلا تسبیح هایی می ساختند و تسبیح های چینی اكثراً فلزی بوده و نوعی از آنها را حدید سینی (چینی) می گفتند و ضمناً در چین تسبیح های گلی (از رس چین) درست كرده و روی آنها مینا كاری می كردند كه از لحاظ هنری ارزش بسیاری دارد. (شكل3) و از ابتكارات هنری چینیها به شمار می رود.

3- تركیه – در استانبول تسبیح هایی درست می كردند كه جنس آنها استخوانی بوده و تمام تسبیح های ساخت تركیه به تسبیح های استخوانی معروفست و بسیار خوشتراش و گرانقیمت میباشد و اغلب از عاج و شاخ و شیر ماهی میتراشیدند.

 

4 – افغانستان – در افغانستان تسبیح های معروف شاه مقصودی درست میكردند (شكل4) كه به تسبیح های پادزهری نیز معروف می باشد كه برنگ سبز روشن است.

 

(و بدینجهت است كه رنگهای سبز روشن را پادزهری گویند)، و چون جنس سنگهای این تسبیح طوری بوده كه زهركش بوده بدانجهت به تسبیح های پادزهری (ضدزهری) معروف گردیده اند.

 

شكل 7 : تسبیح صدفی موجدار – موزه هنرهای تزئینی

شكل 6: تسبیح نقره كوب درویشی با دانه های بزرگ – سده 14 هجری – موزه هنرهای تزئینی 

شكل5 : تسبیح عقیق هندی كه بسبك تراش ساخته شده – موزه هنرهای تزئینی 

شكل4 : تسبیح شاه مقصودی ساخت افغانستان – موزه هنرهای تزئینی 

شكل 3- تسبیح چینی مینا كاری شده سده13 هجری – موزه هنرهای تزئینی

 

5 – هندوستان – در هندوستان اغلب تسبیح های چوبی درست می كردند و ساختن تسبیح از چوب از كارهای هندیان است و چون سندل و ‌آبنوس در هندوستان پرورش میافت این امر باعث گردید كه هندیان از چوبهای سندل و آبنوس تسبیح بسازند، گذشته از اینها در هندوستان تسبیح هایی از عقیق نیز می ساختند كه بسیار خوشتراش بودند. (شكل5) و تسبیح های دیگری نیز درست می كرده اند كه هفت مهره و دل ربا و دهنه فرنگ از آنجمله اند.

 

6 – یمن در تسبیح های عقیق بسیار عالی و خوشتراش می ساختند كه به تسبیح های یمانی معروفند.

 

و - تقسیم بندی از لحاظ شكل دانه:

 

1- دوكی – دوكی‌ها عموماً بوسیله تراش درست میشوند.

 

2- خرمایی یا سنجدی – این نوع تسبیح ها دانه هایی بشكل دانه های سنجد یا خرما دارند و اغلب جنس آنها از چوب است و دانه های بسیار درشتی دارند.

 

3- كروی – كروی ها همیشه بسبك ریخته گری درست می شوند زیرا بشكل كره و مدور بسیار مشكل می‌باشند.

 

مرغوبیت – مرغوبیت تسبیح ها را می توان در جور بودن و یكدست بودن دانه‌ها خلاصه كرد. تسبیح های مرغوب شاه مقصود رنگ های یكنواخت دارند و نا مرغوب آنها دارای رگه و لكه می باشد. در تسبیح های استخوانی كه بسبك تراش درست می شوند مرغوبیتشان در تراش خوب و دانه های یك اندازه می باشد. تسبیح های گلی و ریخته گری گرانقیمت نیز به دو دسته معروف كار عبدالله و كار سید تقسیم می شوند كه كار عبدالله را بعضی بهتر می دانند و مرغوبیت این تسبیح ها بستگی به دوام و قرص بودن دارد كه بوسیله مخلوط كردن گل تسبیح با براده های بعضی فلزات (مخصوصاً در تسبیح های گلی گرانقیمت از براده های طلا استفاده می كنند) و خوب بعمل ‌‌‌آوردن گل تأمین می گردد. تسبیح‌هایی هم هست كه به تسبیح های نقره كوب معروفند و جنس دائه های مرغوب آنها از یسراست و بر روی این دانه‌ها از میخ های كوچك نقره برای زینت استفاده كرده‌اند (شكلهای 7 و 8) كه مرغوبیت آنها بستگی به جنس نقره نیز دارد.

 



نوشته شده توسط مهدی و محمد در یکشنبه 30 اردیبهشت 1386 و ساعت 02:05 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

بشقاب پرنده و فرقه ضاله رائل [بشقاب پرنده , ]

تهران- خبرگزاری كار ایران
یك كارشناس مسایل سیاسی ایدیولوژیك گفت:‌‏ احتمال دارد موضوع اشیای نورانی كه به‌‏تازگی در برخی شهرهای كشورمان رؤیت شده با فعالیت‌‏های فرقه ضاله رائل در ارتباط باشد.

فؤاد قاسمی در گفت‌‏وگو با خبرنگار ایلنا، ضمن اعلام این مطلب، تصریح كرد: رائلی‌‏ها طرفداران فرقه ضاله نوساخته‌‏ای هستند كه براساس آن حقانیت خدا و پیامبران انكار شده و به حقانیت بشقاب‏پرنده‌‏ها ایمان آورده می‌‏شود و بر همین اساس تلاش دارند تا با ارسال بشقاب‌‏پرنده‌‏ها و UFO ها به كشورهای مختلف، این موضوع را تعمیم دهند تا در نهایت عقاید منحرف خود را اثبات كنند.
وی كه تحقیقات وسیعی در مورد این فرقه انجام داده است با بیان این كه مبلغان این فرقه روزبه‌‏روز در حال افزایش هستند، گفت: این فرقه هم‌‏اكنون دارای پایگاه‌‏ها، دفاتر و اشخاصی است كه در بیش از 80 كشور و به 32 زبان زنده دنیا فعالیت دارند و با سوءاستفاده از اعتقادات دینی مؤمنان ادیان مختلف تلاش می‌‏كنند مسلك خود را برحق نشان دهند.
قاسمی در ادامه با ارایه تاریخچه‌‏ای از فعالیت‌‏های این فرقه اظهار داشت: ‌‏نخستین كسی كه مبانی عقیدتی این مسلك را پی‌‏ریزی كرد در سال 1973 (1353 شمسی) با فرود بشقاب‌‏پرنده‌‏ای در كشور فرانسه ادعا كرد كه این وسیله از سوی" الوهیم"یعنی خدای فرقه رائل ساخته شده و درون آن پیامبری است كه از سوی او و برای آماده‌‏سازی سیاره زمین به‌‏منظور فرود خدا بر روی این سیاره آمده است.
این كارشناس مسائل سیاسی ایدئولوژیك، اضافه كرد: ‌‏این فرقه ضاله در چند سال اخیر با راه‌‏اندازی بخش فارسی‌‏زبان خود فعالیت بر روی اذهان جامعه ایرانی را تشدید كرده و حتی از برخی نمادهای شیعی و مرتبط با عزاداری های محرم برای نیل به اهداف خود سود جسته است.
وی گفت: این فرقه به علم ژنتیك توجه خاصی نشان می‌‏دهند و بحث شبیه‌‏سازی انسان كه در سال‌‏های اخیر به‌‏شدت اوج گرفت محصول مستقیم فعالیت‌‏های این فرقه است و آن‌‏طور كه سال گذشته در خبرها هم آمده بود نخستین زنی كه در آمریكا تن به شبیه‌‏سازی داد چند ماه بعد ناپدید و به اسرائیل منتقل شد.
قاسمی، "ستاره داوود" را نماد اصلی این فرقه ذكر و تصریح كرد: ‌‏اعضای فرقه رائل مشتركات زیادی با صهیونیست‌‏ها دارند و ستاره شش‌‏پر داوود با اندكی تغییر شكل از مهم‌‏ترین نمادهای این فرقه ضاله به شمار می‌‏رود.
وی با اشاره به این كه رائلی‌‏ها به وجود انسان‌‏های ماورای كیهان به‌‏عنوان نمایندگان و پیامبران خالق انسان معتقدند، اضافه كرد: ‌‏رایلی‌‏ها در چند دهه اخیر تلاش‌‏های فراوانی در عرصه فرهنگی و به‌‏ویژه سینما داشته‌‏اند و نفوذ آنها در سینمای هالیوود كاملاً مشهود است.
قاسمی از " استیون اسپیلبرگ"، سینماگر صهیونیست هالیوود به عنوان یكی از مبلغان این فرقه یاد كرد و افزود: فیلم سینمایی ET كه در سال‌‏های اخیر از پرفروش‌‏ترین فیلم‌‏های جهان بوده، براساس تصویری از انسان‌‏های فضایی ساخته شده كه كاملاً بر موجودات ادعایی رائلی‌‏ها منطبق است و در پی آن فیلم‌‏های متعددی از این موجودات ساخته شد.
وی در توصیف این موجودات، گفت: تصویری كه رائلی‌‏ها از این موجودات در تبلیغات سینمایی، گرافیكی و اینترنتی خود نمایش می‌‏دهند موجودی سفیدرنگ با دو چشم بادامی بزرگ كاملاً سیاه، صورت‌‏های ظریف، دست‌‏های دراز و جمجمه‌‏ای بیضی‌‏شكل است و منجی این فرقه ضاله به شمار می‌‏رود.
قاسمی ادامه داد: رائلی‌‏ها "بیت‌‏المقدس" را پایتخت جهانی و آرمانی خود معرفی و اعلام كرده‌‏اند كه قصد دارند سفارت خود را كه نقشه و پلان آن آماده نیز ارایه شده، در این شهر مقدس كه مركز پیوند ادیان توحیدی و ابراهیمی به شمار می‌‏رود برپا كنند تا از این طریق عقاید انحرافی خود را به مؤمنان موحد دنیا تحمیل كنند.
وی از ارتباط وثیق با فراماسونرها و بهایی‌‏ها به‌‏عنوان شاخصه دیگر این فرقه نام برد و خاطرنشان كرد: رائلی‌‏ها در كشورهای مختلف جهان از جمله آمریكا، انگلیس، فرانسه، اسرائیل، كانادا و بیشتر كشورهای اروپایی نفوذ فراوانی دارند و در سال‌‏های اخیر تمركز فراوانی بر روی منطقه خاورمیانه داشته‌‏اند.
وی افزود: ‌‏روزنامه المستقبل چاپ بیروت ماه گذشته از دستگیری دهها تن از افراد متعلق به این فرقه ضاله در لبنان خبر داد و شایسته است نهادهای دینی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران نیز ضمن برخورد قاطعانه با این پدیده شوم و بنیان‌‏برانداز از رشد و گسترش این فرقه در جامعه پاك ایرانی و شیعی ما جلوگیری كنند.
قاسمی در پایان تصریح كرد: عمده تبلیغات فارسی این فرقه، از طریق كشور كانادا انجام می‌‏شود و كتاب‌‏های تبلیغی آنها به زبان فارسی از طریق شبكه پیچیده جهانی رائلی‌‏ها به كشور قاچاق می‌‏شود.


نوشته شده توسط مهدی و محمد در دوشنبه 7 اسفند 1385 و ساعت 03:02 ق.ظ
ویرایش شده در دوشنبه 7 اسفند 1385 و ساعت 03:02 ق.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

ادامه موضوع بشقاب پرنده [بشقاب پرنده , ]

به هر گونه پدیدۀ دیداری در آسمان که قابل شناسایی نباشد شیء ناشناس پرنده یا یوفو گفته می‌شود. مشاهدۀ اشیاء ناشناس پرنده که بیشتر با نام بشقاب پرنده شناخته می‌شوند مدت‌هاست از سوی افراد بسیاری (بیش از شصت هزار مورد) گزارش می‌شود.

اشیای مشاهده شده در آسمان یا در روی زمین را که تعبیر و تفسیر رفتار، حرکت، نمای ظاهری، نورافشانی و سایر ویژگیهایشان در چارچوب دانش ما، مشکل یا غیر ممکن به نظر آید و یا ظاهرا چنان نشان دهد که فناوری آنها نتواند فناوری زمین باشد یوفو (UFO) می‌نامند.

 کلمه یوفو از ترکیب حرق اول نام انگلیسی این اشیاء یعنی Unidentified Flying Objects، گرفته شده و برابر فارسی آن "اشیای پرنده ناشناخته" است.

این اشیاء را بشقابهای پرنده، اشیاء مرموز آسمان، اشیاء فضایی نامتعارف و نامهای دیگر نامیده‌اند. این نامها بویژه اصلاح بشقاب پرنده و برداشت مردم از ماهیت و منشأ آن توسط مطبوعات عنوان و منتشر و متداول شده است.

 در جامعه علمی از اصلاح بشقاب پرنده برای اشیاء یاد شده استفاده نمی‌شود، زیرا همه آنها به شکل بشقاب نیستند.

 اطلاعات جمع آوری شده درباره بشقابهای پرنده در چند دهه گذشته، شامل عکس، مشاهده راداری، شواهد عینی و اثرهای بجای مانده روی زمین یا محیط اطراف محل فرود این شی پرنده، همه دلالت بر وجود آن می‌کنند.

در اسناد تاریخی بطور وضوح، مطلبی درباره بشقاب پرنده یافت نمی‌شود، مطالبی که در اسناد تاریخی به عنوان پدیده‌های غیر متعارف نام برده شده‌اند، همان پدیده‌های آسمانی هستند. اگر چه باستان شناسان، در گوشه و کنار جهان، اشکالی را یافته‌اند که تا آنها را به عنوان تصویر سفینه‌های انسان ماورا زمین قلمداد می‌کنند، این برداشتها درست نیست.

بشقاب پرنده‌های زیادی در سال 1276 (1897) در آمریکا دیده شده‌اند. مردم آنها را کشتی هوایی (Air ship) می‌نامیدند، که شبیه دیریژابل بودند (Dirigeable) بودند.

 بشقابهای پرنده به مفهوم امروزی آنها، ابتدا از سال 1322 (1943) تا پایان جنگ جهانی دوم مشاهده شده‌اند که همان فوفایتر (Foo Fighter) آلمانیها بودند.

در روزنامه‌های 22 آذر 1327 (13 دسامبر 1944)، گلوله‌های نقره‌ای شناور در هوا، که متناوبا خاموش و روشن می‌شدند و هواپیماهای شکاری و بمب افکنها را تعقیب می‌کردند،

 سلاحهای جنگی نازیها معرفی شدند. درست در زمانی که فناوری ساخت موشک و هواپیما به مرحله‌ای رسید که امکان سفرهای فضایی را بطور واقعی متصور کرد، فعالیت بشقابهای پرنده بطور ناگهانی افزیش یافت. روز جهانی بشقاب پرنده را باید 2 تیر 1326 (14 ژوئن 1947) در نظر گرفت، زیرا در بعد از ظهر این روز بود برای نخستین بار بعد از جنگ جهانی دوم، گزارش


 مشاهده بشقاب پرنده در مطبوعات ایالات متحده آمریکا چاپ شد و از این روز صحبت بشقاب پرنده میان مردم شایع شد. مشاهده بیش از بیش بشقاب پرنده در کشورهای مختلف جهان در سال 1326 (1957) سبب شد تا این سال را "سال جهانی بشقاب پرنده" نام گذاری کنند.

ماهیت بشقاب پرنده

بررسی گزارشهای مشاهده بشقاب پرنده توسط افراد مطلع و آشنا، فقط معتبر است. زیرا، بسیاری از کسانی که مدعی مشاهده بشقاب پرنده شدند، اشیاء یا پدیده‌های شناخته شده را به عنوان بشقاب پرنده تلقی کردند.

مشهورترین و آشناترین این اشیاء یا پدیده‌ها عبارتند از: موشکهای پرتاب شده توسط هواپیما، ماهواره‌های برخاسته از زمین، شهاب، قطعات شهاب سنگ خرد شده که با انمعکاس نور خورشید روشن دیده می‌شوند، روشن شدن ابرهای ارتفاع پایین توسط خورشید، طبقات موشکهای حامل، نورهای به رنگهای مختلف حاصل از سوختن ماهواره‌ها در جو، گلوله‌های منور نظامی، هواپیماهایی که فرود آمدنشان را علامت می‌دهند،

 بالونهای آزمایش، کره‌های درخشان یا قرصهای براق و روشن حاصل از انعکاس نور توسط سطوح خارجی هواپیماهای مدرن، دنباله بخار هواپیماها، سطح بالونهای آزمایشی و هر سطح صیقل داده شده، حشراتی که در ارتفاعات خیلی بالا پرواز می‌کنند،

 پرندگان، هاله نورانی اطراف خطوط سیمهای انتقال برق فشار قوی در اثر احاطه شدن با کریستالهای یخ در زمستان، سیارات، ستاره‌های

درخشان، نورافکن، اعلانات نورانی بدنه هواپیما، امواج انعکاس یافته رادارهای دور برد روی صفحه رادار (در اثر تغییرات محلی جو)، هواپیماهای بدون خلبان، سراب نوری جو، سراب الکترونیکی یونکره‌ای، کاغذ سفید سرگردان در هوا که در اثر تابش نور خورشید درخشان دیده می‌شوند، حباب کف و غیره.

از میان اشیاء و پدیده‌های نامبرده، هیچ شی به انداره سیاره زهره به عنوان بشقاب پرنده گزارش نشده است. دلیل این است که ظهور، قطر زاویه‌ای، رنگ، قرمز شدگی تدریجی، تغییر ظاهری شکل و رنگ هنگام مشاهده با دوربینهای دو چشمی با تلسکوپهای کوچک سبب غیر طبیعی جلوه دادن سیاره زهره می‌شود. از پدیده‌های جوی دیگر که باعث ایجاد تصورات خیالی می‌شوند، بادهای شدید و خشن هستند.

فعالیتهای غیر عادی خورشیدی و پدیده‌های مختلف جوی در لایه‌های مختلف جو، شفق قطبی، گردبادهای کوچک و ... را می‌‌توان نام برد. ملاحظه می‌شود که پدیده‌ها و اشیاء گوناگونی به عنوان بشقاب پرنده می‌تواند جلوه‌گر باشد.

از میان آنها فقط تعداد کمی مربوط به بشقاب پرنده به مفهوم واقعی است. دلیل گزارشهای نامربوط به بشقتاب پرنده، بیشتر از عدم آشنایی مشاهده کنندگان با پدیده‌های طبیعی و عدم اطلاع آنها از وجود اشیاء موجود در فضا و جو زمین ناشی می‌شود. 


مشخصات کلی بشقاب پرنده
  
تمبر ۱۶ کوپکی شوروی از سال ۱۹۶۷. نوشتۀ روی تمبر: ماهوارۀ تمدن فرازمینی. علوم تخیلی فضا.بشقابهای پرنده صورتهایی از یک شی با پیچیدگی متغیر است و معمولا از شکل هندسی کروی مشتق می‌شوند و به شکل دیسک، بیضوی (شبیه به توپ راگبی)، دوکی، استوانه‌ای و مخروطی دیده شدند.

بیشتر آنها به شکل بشقاب با قطری حدود 7.5 متر و با گنبدی به ارتفاع 1.5 تا 1.8 در وسط بودند. بشقابهای پرنده قادرند به سرعت ابعاد خود را تغییر دهند.

 بشقاب پرنده شی کاملا مجهزی است که شکل سطح قابل مشاهده آن نقش ثانوی در پرواز دارد و معمولا فاقد بال و چرخ است. این اشیاء وقتی از فاصله نزدیک مشاهده می‌شوند، دارای ابعاد نسبتا کوچک، غالبا کوچکتر از ۲۰ متر هستند، ولی ابعاد انعکاسی راداری آنها تقریبا به اندازه یک هواپیمای جت بوئینگ ۷۰۷ است.

بشقابهای پرنده، معمولاً بصورت دسته جمعی پرواز می‌کنند، ولی بصورت انفرادی نیز زیاد دیده شده‌اند. آنها، گاه در فضا به قطعات کوچکتر تقسیم می‌شوند و در چندین مورد هم قطعات کوچک نورانی بهم پیوسته و شی واحدی را بوجود می‌آوزند.

 ازعجایب اینکه، بشقابهای پرنده قادرند بطور ناگهانی و آنی خود را از نظرها ناپدید کنند. بشقابهای پرنده قابلیت ساکن ایستادن در هوا را دارند و می‌توانند شتاب و سرعت زیاد را داشته باشند. از ویژگیهای جالب و جذابشان نور افشانی آنها است. گزارشها نشان می‌دهند


که آنها در دو فاز مختلف تاریک و روشن مشاهده می‌شوند، اغلب روی زمین می‌نشینند، گاه چنان آرام می‌نشینند که گویی روی قشری از مه آرمیده‌اند.

از ویژگیهای دیگرشان، وجود یک یا چند سرنشین در آنهاست که معمولا مایل به مشاهده شدن نیستند. سرنشینان بشقابهای پرنده مجهز به دستگاهی با توانایی تابش پرتوهایی هستند که از میان اشخاص و دیوار عبور می‌کند. سرنشینان قادر به پرواز بوده، اصابت تیر


را احساس نکرده و متقابلا می‌توانند مشاهده کنندگان را فلج کنند. در برخی گزارشها آمده که سرنشینان شبیه انسان هستند.

 بشقابهای پرنده در پرواز در ارتفاعات کم و یا در روی زمین اثرهایی بر دستگاههای ساخت بشر و محیط اطراف بر جای می‌گذارند. بشقابهای پرنده از تواناییهای هواپیماهای مدرن کاملا آگاهند، از اینرو فاصله خود را اسلحه هوایماها و توپهای ضد هوایی طوری حفظ می‌کنند

تا هموراه در خارج از برد موثر آنها قرار گیرند و می‌توانند کلیه سیستمهای الکترونیکی و موتوری و راداری و ... هواپیماها را از کار بیاندازند.

مشاهده کنندگانی که به بشقابهای پرنده خیلی نزدیک شدند، در معرض آثار رادیواکتیو قرار گرفتند. به علاوه، این اشیاء قادرند رادار را به موقع حس و خنثی نمایند و مانع قفل شدن رادارهای کنترل آتش شوند و در دید رادارهای دور برد واقع نشوند.

سرنشینان بشقاب پرنده مجهز به سیستم مولد نیروی دافعه قابل حمل‌اند، که پرواز و شناور شدن آنها را در فضا ممکن می‌سازد. به علاوه، پدیده‌های عدم اصابت گلوله به دستگاه و سرنشینان آن به کمک میدان دافعه قابل توجیه‌اند.

پدیده بشقاب پرنده از دیدگاه یونگ
بشقاب‌های پرنده نمونه نادری از یک شایعه بصری است که با تصاویر ذهنی جمعی که جنگجویان صلیبی در جریان محاصره اورشلیم لشکریان مستقر در مانز در جریان جنگ جهانی اول یا کاتولیک‌های گردآمده در فاطیما دیده‌اند ارتباط نزدیکی دارد .


ریشه‌های این شایعه را می‌توان به کمک دو فرضیه روشن ساخت :یک رویداد فیزیکی واقعی مبنای شکل‌گیری افسانه‌ای متناظر با خود می‌شود یا یک كهن‌الگو تجربه‌ای شهودی به وجود می‌آورد و شایعه پا می‌گیرد .به طور کلی پدیده اشیا پرنده ناشناخته

از نقطه نظر روان‌شناختی و تاریخی ارزش بررسی دارد زیرا نمونه‌ای عالی از چگونگی شکل‌گیری یک افسانه یا اسطوره‌های زنده به دست می‌دهد


.همچنین روشن می‌سازد که چگونه در طول دوران‌های سرگشتگی و فشار روانی گسترده داستان‌هایی معجزه‌آسا درباره مداخله قریب‌الوقوع موجودات فرازمینی یا قدرت‌های آسمانی پا می‌گیرد .

در برخی موارد گزارش شده است که اشیا پرنده ناشناخته دراز و کشیده‌اند .در این موارد شباهت اجسام مشاهده شده به نره و مشابهت آن با دیگر نمادهای باستانی

الوهیت مقتضی و به‌جاست .اما بیشتر بشقاب‌های پرنده شکل مدور دارند و شبیه نماد تمامیت هستند که به ماندالا معروف است و ای واقعیت که برخی از تصاویر تشکیل

 دهنده پندارها و شایعات مرتبط با اشیا پرنده ناشناخته نیز تعبیری جنسی -گرد/مادینه ,دراز/نرینه- دارند نشان می‌دهد که غریزه نیرومند جنسی در پیکربندی این پدیده سهم دارند .

منابع
دانشنامه رشد.

والتر اودانیک ,ولودیمیر .یونگ و سیاست .ترجمۀ علیرضا طیب .نشر نی 1379 ISBN 964-312-47-5



نوشته شده توسط مهدی و محمد در یکشنبه 6 اسفند 1385 و ساعت 05:02 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]



نوشته های قبلی...

لیلی

ادامه

ادامه

ادامه

اصطلاحات نجومی

اسکار

داستان پیدایش تسبیح و اقسام آن

بشقاب پرنده و فرقه ضاله رائل

ادامه موضوع بشقاب پرنده

بشقاب پرنده ها

بشقاب پرنده

مولوی

آلتای

ژرار


صفحات وبلاگ...

1 2 3 4 5 6 7 ...

 

درباره وبلاگ

 وبلاگ من
ایمیل من
[yahoo]

نویسندگان

مهدی و محمد(83)

موضوعات

عمومی(1)
روانشناسی(3)
معرفی سایت(13)
جملات جالب(5)
معرفی کتاب(13)
یادگیری کامپیوتر(17)
آزاد(4)
داستان کوتاه(8)
اشعار شعرای بزرگ(11)
بشقاب پرنده(4)
نجوم(4)

آرشیو

  فروردین 1388 (1)
  تیر 1387 (3)
  اردیبهشت 1387 (1)
  فروردین 1387 (2)
  اردیبهشت 1386 (1)
  اسفند 1385 (5)
  بهمن 1385 (2)
  دی 1385 (3)
  آذر 1385 (4)
  آبان 1385 (10)
  مهر 1385 (4)
  شهریور 1385 (3)
  مرداد 1385 (14)
  تیر 1385 (1)
  خرداد 1385 (3)
  اردیبهشت 1385 (1)
  فروردین 1385 (1)
  اسفند 1384 (3)
  بهمن 1384 (15)
  دی 1384 (5)


لینکستان


لینکدونی

آرشیو لینكدونی


جستجو



خبرنامه


آمار وبلاگ

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -


 با تشکر از...

طراح قالب

All Powered By :
MihanBlog.com





mehmah.Mihanblog.com